یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم

  • Title: یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم
  • Author: سینا دادخواه Sina Dadkhah
  • ISBN: 9789643626136
  • Page: 144
  • Format: Paperback
  • .

    • [PDF] Download ☆ یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم | by ò سینا دادخواه Sina Dadkhah
      144 سینا دادخواه Sina Dadkhah
    • thumbnail Title: [PDF] Download ☆ یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم | by ò سینا دادخواه Sina Dadkhah
      Posted by:سینا دادخواه Sina Dadkhah
      Published :2018-08-10T07:18:16+00:00

    1 thought on “یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم”

    1. چرا يه همچين كتابي خوندم؟!چرا يه همچين كتابي نوشته شده؟!چرا اين كتاب انقدر فروش داشته؟!چرا؟!چرا؟!چرا؟!

    2. با وجود این‌همه نقدِ منفی به این کتاب و پیش‌فرضِ کااامل‍اً منفیِ خودم نسبت به کتاب، واقعاً واقعاً واقعاً کتاب رو دوست داشتم. شاخصۀ اصلیِ کتاب این بوده که دادخواه سعی کرده المان‌های ایرانی روی توی کتاب جا بده. حقیقتش این چیزیه که ال‍ان خیلی از نویسنده‌های ایرانی سعی می‌کنن [...]

    3. داستان کمی تا قسمتی غم‌انگیز 4 نفر که بیشتر از اینکه با دیگران و مخاطب خاص‌هایشان حرف بزنند، با خودشان و در و دیوار و کوچه و خیابان حرف می‌زنند. آدم‌های دیوانه‌ی این روزهای تهران، که انگار عادت ندارند به سکوت و آرامش، عادت دارند به همهمه و تند تند حرف زدن و از این شاخه به آن ش [...]

    4. کتابی هست که از یک دید و یک شخصیت به موضوع نگاه نکرده .یک داستان کاملا معمولی در چهار قسمت که چهار آدم تو داستان میاره درونیاتشون رو بیان میکنه.همین رو دوست داشتم .دوست داشتم در آتلیه رو ببندم و بروم شهرک و دوچرخه قرمزم را از انباری بردارم و روغن کاری اش کنم و با سرعت تمام از تهرا [...]

    5. "زن ها یک بخش اضطراری انتقام گیر در وجودشان دارند که در مواقع لزوم آن را به سرعت به کار می اندازند."کتاب خوبی بود و البته متفاوت!

    6. کل داستان از این قراره که همه دارن با خودشون حرف می زنن آدم از چرت و پرت هایی که اینها با خودشون می گن خسته می شه و بخصوص به دلیل ضعیف بودن نثر آن دچار یکنواختی می شه که مجبور چند خط در میون بخونه .در 4 اپیزود 4 نفر آنرمال با خودشون دارن حرف می زنن سوژه جالبه ولی نثر افتضاحه و خیلی ج [...]

    7. چقدر اين کتاب رو دوست داشتم،تمام توصيف ها و شناختش از تهران و روابط و برند های جهانی . همشون انقدر با حال و هوای من هماهنگ بود که ناخوداگاه تو خاطراتم از پاساژ گلستان و شهر کتاب نياوران و غرق شدم، چقد خوب همه چيز و ميشناخت. واسه کسايی که تهران و خيابوناشو دوست دارند ، پيشنهاد مي [...]

    8. عنوان: یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم؛ نویسنده: سینا دادخواه، مشخصات نشر: تهران، چشمه، 1388، در 114 ص، کتابهای قفسه آبی، موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی، قرن 14 هجری، قرن 21 م

    9. کتاب خوبی بود از این جهت که زندگی چند نفر رو با هم از 4 زاویه مختلف گره زده بود چیزی مثل فیلم "تقاطع" و تعریف های داستان از نقاط مختلف تهران و استفاده از اسم های اماکن واقعی توی داستان مخاطب رو بیشتر جذب می کرد و میتونست مخاطب خیلی بهتر ارتباط برقرار کنه ولی پایانش ضعیف تموم شد بن [...]

    10. من عنصر تازه ای توی این کتاب ندیدم متاسفانه دادخواه نتونسته بود هیچ چیز تازه ای خلق کنه: روایتی/شخصیتی/فضایی هیچی، همه چی تکراری بود و بعضا این تک گویی ها حوصله سربر هم می شدند و من مدام سعی می کردم سن شخصیت رو بیارم توی ذهنم و سعی کنم که حرفاش رو تحمل کنمبیشتر تک گوییاش هم غیرقا [...]

    11. سامان، برای آخرین با خدت بپرس این جا توی پاساژ گلستان چه می کنی. هر پاساژ اقیانوسی است و خیابا های شهر رودخانه هایی بزرگ اند که آخرش به پاساژها می رسند. همه رودها به اقیانوس می رسند. من با قایقی سوراخ وسط اقیانوس چه می کنم؟4 شخصیت که هر 4 شخصیت تو این کتاب حرف می زنن. صحبت کردنشون ن [...]

    12. از میدان ها متنفرم.خیلی تراژیک است که عمر بعضی از خیابان ها به این کوتاهی است.حتا خیابان های بلند هم بالاخره یک جایی به میدان می رسند.میدان ها همیشه زنده می مانند .میدان ها جان دادن خیابان ها را می بینند و پوزخند می زنند و زنده می مانند.((یک روایت خوب از چهار تا آدم عاشق))

    13. تهران گردی عاشقانه که شخصیت های داستان به ترتیب : سامان، لیلا، حامد، ندا بیشتر از اینکه با مخاطب های و خاصشون حرف بزنن با خودشون حرف میزنن این کتاب برام جالب بود به خصوص قسمت آخر که ندا با خودش حرف می زد از خوندنش لذت بردم :)

    14. دوستش داشتم، روان و صمیمی بود و چقدر روایتش آشنا بود. تا نزدیکی‌های آخرش هم واقع‌گرایانه بود. خوشمان آمد.

    15. اینکه تمام کتاب فقط حرف زدن شخصیت ها با خودشون بود خیلی خسته کننده بود . حرفایی که خیلی وقتها بی ربط می شدند و حوصله سر بر .

    16. موضوع این داستان اگرچه موضوعی دم‌دستی و پیش‌پاافتاده است و شاید امروزه چندان جذابتی نداشته باشد، پرداختش تکنیکی و ماهرانه است و نویسنده به‌خوبی توانسته از آن، داستانی منسجم و استوار بسازد. چهار شخصیت این داستان، هرکدام در یک فصل سخن می‌گویند و تمام متن داستان تک‌گویی‌ها [...]

    17. " همه شهرهای بزرگ دنیا بالاخره یک روز در آتش می سوزند!! جهان میسوزد!"خیلی عجیبه که آدم یک داستان 110 120 صفحه ای بخونه که نهایتا 10 تا دیلوگ هم بین شخصیت های کتاب رد و بدل نشه!! چرا که بیشتر فضای کتاب جوریه که هرکس با خودش حرقف میزنه و چه دنیای عجیبیه دنیای عجیب هر کردوم از ما آدمها! شخص [...]

    18. با نیمه پر لیوان را دیدن، دو ستاره وگرنه اگر عشق بازی من با خیابان های تهران لعنتی نبود، لیاقت همان تک ستاره را هم نداردادبیات معاصر ایران باید تاسف بخورد که نه نوشتن بلد است و نه استفاده از ابزارهای ادبی را. نمی شود فقط مشتی اراجیف و خاطره بازی را پشت سر هم ردیف کرد و اسمش را رم [...]

    19. بدترین کتابی که تا به حال خواندممتاسفم که یک چنین کتاب مزخرفی انقدر فروش کرده

    20. فکر می‌کنم (برداشت شخصی) که نویسنده تحت تاثیر یا پیگیر نوع نوشتار #هوشنگ_گلشیری بوده. جمله‌های کوتاه و روایت‌های ذهنی و که در نوشته‌های گلشیری زیاد خواندم.خط سیر داستان و فصل بندی‌ش رو دوست داشتم. تغییر زوایای روایت و اشتراک اتفاقات در تمام این زوایا.ایده‌ی نویسنده جالب بو [...]

    21. نثر روان و درگيركننده اى داره اما فاصله دارد براى تبديل شدن به اثرى خوبخيلى وقت بود رمان معاصر ايرانى نخوانده بودم

    22. نکته ی خوبش این بود که نثرش سنگین و پیچیده نبود طوری که خوندن اون همه چرندیات رو طولانی کنه،بنابراین خیلی زود به پایان رسید و واقعا خدا رو شکر.اولین بار موقع خوندن سمفونی مردگان متوجه این تکنیک شدم.اینکه هر فصل از ذهن یک شخصیت روایت بشه.که در مورد سمفونی به شدت تحت تاثیر خشم و ه [...]

    23. داستان انگار چهار soliloquy بود از زبان چهار شخصیت اصلی. نویسنده با این نوع شیوه روایت بیشتر درگیری درونی شخصت ها را هدف قرار داده بود. بنابراین داستان بیشتر بر می گشت به درگیری هر شخص با شخصیت و درون و تفکر خودش در مواجهه با اجتماع و شخصیت های دیگر. گرچه همه چیز بر محور شهر یعنی همان [...]

    24. داستان چهار فصل داره که راوی هر فصل یکی از شخصیتهای داستان هست. اکثر روایت داستان در ذهن شخصیت ها میگذره و حرفهای اونها با خودشون هست و حتی گاهی تفکیک اینکه کدوم قسمت تو ذهن راوی اتفاق افتاده و کدوم حرف ها واقعا بین شخصیت ها ردوبدل شده سخته. راوی اول سامان عکاسی حدودا بیست ساله [...]

    25. نظر اولیه و کلی‌ام پس از تمام‌کردن کتاب با واژه‌ی «مزخرف» بیان‌شدنی است.نظر مفصل‌ترم -و اگر می‌خواهید آن را نقد کتاب بگذارید- کمی پیچیده‌تر است. کتاب ویژگی‌های خوب و بد زیادی دارد که در مجموع وزن بدی‌ها بر خوبی‌ها می‌چربد.شاید یکی از بدترین ویژگی‌های‌اش این باشد که پرد [...]

    26. چی شد که من دوباره به سامان زنگ زدم؟ دیروز خودم را زدم به سرماخوردگی و نرفتم دانشگاه. ترم تازه شروع شده است. مامان که این چیزها سرش نمی‌شود و چیزی نمی‌گوید. بعد از ناهار تا ساعت چهار توی رخت‌خواب بودم. خوابم برده بود و دوباره دریاچه‌ی اسیدی دیده بودم. زنی با لباس و کلاه شنای یک [...]

    27. خب در کل یه سری کتابا هستن که نه تنها بد نیستن که تا حدی ام قابل تحملن اما یه نکته که در موردشون وجود داره اینه که از بس یه هو محبوبیت بیخود و بی جهت پیدا می کنن که انتظار آدمو می برن بالا. بعد میری کتابو بر میداری میخونی و تا پایان کتاب هی منتظر اون اتفاق گنده هه ای که این همه سر و [...]

    28. این سینا دادخواه به جای این که بشینه مثل من کتاب شعر بخونه، نشسته هی داستان خونده. هی رفته توی جلد این و اون. هی فکر بافته. یادم باشه اگه فیلم ساز شدم و خواستم یه ورژن دیگه از اینسپشن بسازم، دادخواه رو ببرم به جای اون دختری که دنیاها رو در ذهن خودش معماری می کرد. یحتمل باید شغلی هم [...]

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *